me'mar mashhadi
بلاگ خبر گزاری گروه معماری
Tuesday, August 30, 2005
Tuesday, May 03, 2005
ملاقات با دکتر راحتی - ریاست محترم دانشکده ی فنی - مهندسی - !
امروز ، همزمان با روز معلم ، دکتر راحتی – ریاست دانشکده ی فنی،مهندسی – با حضور خود در ساختمان معماری ، موجب گردید تا بار دیگر دانشجویان معماری با همکاری یکدیگر فعالیت دیگری را با پایان رسانند.برگزاری نمایشگاه یکروزه ی "ترکیب" و صحبت با دکتر راحتی از جمله نتایج این همکاری همیشگی و صمیمانه ی معماران بود.
نمایشگاه که خوب ، به هر صورت یکروزه شکل گرفت و یکروزه پایان پذیرفت...هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند.
و اما صحبت با دکتر راحتی :
جناب آقای دکتر راحتی در بحث عمومی در بحث عمومی ما رو که دودر فرمودند. بخش عمومی محدود گردید به سلام ، احوال پرسی وتقدیراز ایشان و اهدا هدیه ی روز معلم .
در بحث خصوصی ابتدا دو تن از بچه های طرح هفت وارد اتاق مدیریت گروه –مکان استقرار – شدند و نتیجه ی آن یک سوال شخصی بود و یک دستگاه کامپیوتر برای اتاق سمعی – بصری!
پس از این دو تن ، شش نفر از نمایندگان دانشجویان حاضر در کانون معماری داخل اتاق شدند و نمی دانیم به مدت یک ساعت اون تو چه انفاقاتی افتاد...
می گویند پنج درخواست و یک درددل بازگو گشته!
درخواست اول :
ما جا نداریییییییییییییییییییییم!!!!...آتلیه میخوایم ، تازه اونم زیاد و نزدیک هم باشند .
جواب اول :
قول که تا پایان شهریور سفت کاری و تا ابتدای ترم دو سال آینده نازک کاری طبقه ی سوم مهندسی تمام و اختصاص کامل به معماری داده شود.
نکته ی اول :
ما از خودمون ساختمان " هنر و معماری " می خوایم ... اونم دور از مهدنسی ها و " مکانیک " ها و تماشاچیاشون!
درخواست دوم :
واحد عملی پول می گیرن و سفر؟ بازدید ؟....
جواب دوم :
نه دیگه ! وقتی که پول عملی می گیرن ، باید "امکانات" بدن...باید " بازدید " ببرن...
نکته ی دوم :
آقای دکتر ای فرمایشات پر از " باید "که می فرمایید از سمتتون برتون ندارن.!
درخواست سوم :
چرا وقتی مبلغی رو اختصاص میدن به معماری ، جذب نمی شه؟!
جواب سوم :
این کارا واسه شما نیس که ! اینا بائس کارشناسی شه ، شما درستون و بخونین ! این کارو گروه باید انجام بده و "پی گیری زیادی" هم می خواد..!
نکته ی سوم :
چه توقعا!....." پی گیری زیاد " ......
درددل :
انتظامات...؟!؟ :-&
ستگ صبور :
توکل به خدا..!.. بلکه هم برخی از همکاران انتطامات شرایط رو بهتر کنن!
نکته :
صبوری کن ، صبوری کن ، صبوری!
درخواست چهارم :
آقای دکتر ! ما نمتونیم یه کتابخونه واس خودمون داشته باشیم؟!کتابامون و همینجا داشته باشیم؟!
آقای دکتر ! نمیشه ساعت های کتابخونه تغییر کنه؟! یعنی 15-12 که تعطیله بشه باز؟!
جواب چهارم :
فضا برای کتابخونه اینجا نداریم.بنابراین برید همونجا بخونید و ببینید.
ساعت های کاری هم اگر بشه به یک نوع کار دانشجویی تبدیل می کنیم.
نکته ی چهارم :
خوردن حلال و بردن حرام!
درخواست پنجم :
ما یه دونه سالن نمایشگاه " داشتیم " ، منتظر دومیش هم نبودیم!ولی همون هم به ما ندیدن و تبدیل شد به یه عمر بسیار مهم به نام " تحویل ژتون ". ما سالن و می خوایم یالا..!
جواب پتجم :
قطره ای از دریا را به ما ندیدید؟!! یه وجب جا به هسپ جا برنمی خوره!!!شما تشریف بیارید و قدمتان به روی چشم. ان شاا... پس از ساخته شدن طبقه ی سوم ، " نمایشگاه اختصاصی معماری " به آن طبقه منتقل خواهد شد!
نکته ی پنجم :
ما هستیم و شما ، تا ببینیم که کی و کی و کجا ...!
و در اختتامیه هم نمایشگاه کتاب تهران به شدت از طرف تمامی افراد حاصر در جلسه تحریم شد....و این شعار را سه بار شنیدیم :
بوشو ، بوشو ، مو تو رو نخوام!
کتاب ، کتاب ، مو تو رو نخوام!
Sunday, April 24, 2005
گزارش روز آتلیه پاک
می دانید که ساختمان معماری برای ما نه فقط بنایی برای آموزش ، که مکانی ارزشمند جهت زندگی کردن است.مکانی که بهترین ساعات روز را در آن سپری می کنیم.باور کنید!خاطرات ما از مکان به گونه ای است که گاهی اوقات در و دیوار ساختمان با ما صحبت می کنند.صدای خنده ی بچه ها ، همهمه ی دوستان ، نصیحت اساتید ، درس زندگی و همه و همه جلوه ای است که این فضا به ما می دهد.
آقای مدیر گروه ! ساختمان معماری اگر خانه ی اول م محسوب نشود به طور یقین خانه ی دوم است که در آن احساس آرامش می کنیم و اساتید عزیز و دوستان صمیمی ، هم خانه ای هایش می باشند.گویی هر آنچه بیرون گم کرده ایم ، باز یافته ایم . می دانیم که شما هم از جنس ما هستید و مزه ی شیرین این احساس را می چشید.
همین تعلقات است که ما را بر آن داشت تا برای دومین سال متوالی با فرا رسیدن بهار طبیعت زیبا ، هم چون خانه های خود ، ساختمان خود را نیز نو کنیم و به آن روحی تازه ببخشیم.کار آسانی نیست! می توان از آقای آفاقی خواست که خودش آتلیه ها را تمیز کند و البته که همیشه این زحمت را انجام می دهند.ولی انجام مسئولیت خدمات ، افتخاری ارزشمند و لذت بخش.در این زمان است که هر چه بیشتر قدر فضا را خواهیم دانست و در زیبا سازی دل و جان آن می کوشیم. فضا را درک می کنیم ، بدی هایش را می زداییم و زیباییش می ستاییم.
امسال پاک سازی فضاها با کجوز شما و ریاست محترم دانشکده – جناب آقای دکتر راحتی – در روز پنجشنبه مورخ اول اردیبهشت ماه 1384 ساعت 12 آغاز گردید.ابتدا کلیه ی چهارپایه ها تمیز و از آتلیه های 1و 2 خارج شدند.سپس تمام میزهای آتلیه ها با مواد شوینده شسته شدند.چقدر صحنه ی لذت بخشی بود!میزهایی کمه در طول یک سال هعر از چند گاهی محرم اسرارمان بودند و هر آنچه در دل داشتیم به سفیدی دلسان می سپردیم.آنچنان تمیز شدند ، گویی می خندیدند و ما را وسوسه می کردند تا دوباره به درددل بپردازیم و به پای دل ما بنشینند.سفید به سفیدی برف ، پاک به پاکی دل خود دانشجویان و زیبا به زیبایی شکوفه های بهاری.بعد از تمیز کردن میزها ، کلیه ی آن ها به فضای خارج از دانشکده انتقال داده شدند تا سریع خشک شوند مبادا بعد از خیس شدن صدمه بینند .سفیدی میزها به روی خاکستری رنگ آسفالت چشم نواز بود.
از صبح هر آنکه وارد دانشکده می شد در انتظار اتفاقی عزیز بود.گلدان های شمعدانی ، به یاد گل های روی پله های خانه های قدیم ، کنار حوض آب و ماهی قرمز.یاد آخرین روزهای سال که دانشجوییان در آتلیه سفره ی هفت سین پهن کردند. به خدا که چیزی ارزشمند تر از این خهاطره ها نیست.
خلاصه ، بعد از خالی کردن آتلیه ها ، کف آتلیه ها با آب و مایع شستشو کننده کاملا شسته شدند.دیوار ها و شیشه ها نیز بی نصیب نماندند.هر از چند گاهی ، یکی از دوستان خیس می شود و صدای خنده ی خیس شده و تشویق دوستانش کیمیای نور و شفافیت در فضا می گردد.
مثل این است که افکار و ذهنیت های خود را نیز چون آتلیه ها شستیم و رفتیم.دشمنی ها فراموش شد و دوستی جای آن را گرفت.هر چه سال پایینی تر باشی ، کار بیشتر داری و البته بقیه هم هوایت را بیشتر دارند.
چه لذتی داشت دیدن آتلیه های تمیز و خالی.لذتی به اندازه ی " یک فوتبال گل کوچیک ، توی کوچه ی بارون زده".با همیشه فرق داشتند.
بعد از آب ریختن کف آتلیه ها و خشک کردن آن ها ، به همت دوستان میز ها و در پی آن چهارپایه ها را به جای اول خود بازگرداندیم.دوستانی که کم کم خستگی در چهره های تک تکشان هویدا می گشت و با لبخندی به گرمی تابستان سرمای خستگی را بی مفهوم می کردند.میزهای کوتاه تر جلو و بلندتر ها عقب . مرتب و پشت سر هم چون یک پادگان نظامی .
همه جا بوی تازگی و نو شدن می دهد.این نو شدن چقدر لذت بخش است و لذت آن به دنیا می ارزد. همه جا سفید سفید بود .جز تخته سیاه که از همیشه سیاه تر شده بود. آماده بود تا که استاد بیاید و با گچ سفید خود درس زیبایی ، زیبا شناسی و زیبا سازی آموزش دهد.
با آرزوی اینکه خداوند لذت این زیبایی و زیبا دوستی را به همگان ببخشاید ، از پشتیبانی همیشگی شما متشکریم . خداوند این حال و زندگی را از ما و شما نگیرد.
Sunday, April 17, 2005
Saturday, April 16, 2005
مسا بقات بسکتبال
تیم بسکتبال دانشکده معماری طی سه بازی گذشته خود توانست به سه پیروزی دست پیدا کند که مهمترین پیروزی این تیم در مقابل تیم کامپیوتر بود.
تیم معماری با این سه پیروزی به عنوان تیم اول گروه خود به مرحله بعد راه پیدا کرد.
این تیم در بازی بعدی خود در مرحله نیمه نهایی به تیم مکانیک( نایب قهرمان سال گذشته) بر خورد کرده وبا امید به همکاری شما تماشاچیای عزیز از سد این تیم نچندان قوی نیز خواهد گذشت
Friday, April 15, 2005
NEWS
روز 5 شنبه مورخ 1/2/84 در دانشکده معماری روز اتلیه پاک می باشد.از کسانی که تمایل به شرکت در این کار پسندیده را دارند دعوت به همکاری می شود
پاورقی : از دوستان خواهش مندیم که وسیله همراه داشته باشند
پاورقی تر : واکتس-پوتر-تمیزکننده درو دیفال





